علی امشب چرا بهر عبادت بر نمی خیزد

علی امشب چرا بهر عبادت بر نمی خیزد

چرا شیر خدا از بهر طاعت بر نمی خیزد

خدا جوئی که ازیاد خدا یکدم نشد غافل

چه رو داده که از بهر عبادت بر نمی خیزد

ازآن ضربت که برفرق علی زدزاده ملجم

یقین دارم که از جا تا قیامت بر نمی خیزد

بمحراب دعادرخون شناور گشته شیر حق

دگر بهر دعا آن ابررحمت بر نمی خیزد

زکینه ابن ملجم آتش افروخت در عالم

که زین آتش به جز دودندامت برنمیخیزد

طبیب آن زخم سررا دیدوگفتا باغم وحسرت

علی دیگراز این بستر سلامت برنمی خیزد

/ 0 نظر / 11 بازدید