به مسجد پخش شد عطر نمازش

به مسجد پخش شد عطر نمازش

جهان سرزد از راز ونیازش

به آهنگ رکوع خویش خم شد

نوای دل نشین زیر وبم شد

چه گویم در نخستین سجده چون شد

گل روی ولایت غرقه خون شد

نخستین سجده بود و واپسین بود

نماز عشق را پایان چنین بود

درید آن تیره دل فرق ولی را

برآورد از جگر بانک علی را

کلام دل نوازش را شکستند

به شمشیری نمازش را شکستند

چنین می گفت آن شیر خروشان

شدم آسوده از این دین فروشان

زبی دینی سیه شد روزگارم

مرا کشتند اما رستگارم

/ 0 نظر / 11 بازدید