الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم

الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم

نه تنها سر برایت بلکه از سر بهتر آوردم

پی ابقاء قد قامت به ظهر روز عاشورا

برای گفتن الله اکبر اکبر آوردم

علی رادرغدیرخم نبی بگرفت روی دست

ولی من روی دست خودعلی اصغر آوردم

علی انگشتر خود را به سائل داد اما من

برای ساربان انگشت با انگشتر آوردم

پی آزادی نسل جوان از بند استعمار

برادر زاده ای چون قاسم فرخ فر آوردم

برای کشتن دونان بدشت کربلا یا رب

چو عباس همایون فر میر لشگر آوردم

برای آنکه قرآنت نگردد پایمال خصم

برای سم مرکبها خدایا پیکر آوردم

برای آنکه همدردی کنم با مادرم زهرا

برای خوردن سیلی سه ساله دختر آوردم

اگر با کشتن من دین تو جاوید می گردد

برای خنجر شمر ستمگر حنجر آوردم

بپاس حرمت بوسیدن لب های پیغمبر

لبانی تشنه یا رب بهر چوب خیزرآوردم

حسن راگرکه ازسخت جگرآکنده شددر طشت

من اینک سر برای زینت طشت زر آوردم

/ 0 نظر / 16 بازدید