فلک آخر علی را از عزیزانش جدا کردی

فلک آخر علی را از عزیزانش جدا کردی
شکستی قلب طفلانش عجب شوری به پا کردی
چگونه گشتی راضی بگرید زینب وکلثوم
چه رو اولاد زهرا را بماتم مبتلا کردی
کشاندی ابن ملجم رابسوی مسجد کوفه
ربودی عقل ودینش رابدوزخ آشنا کردی
بدستش داده ای تیغ وببردی سوی محرابش
چگونه فرق مولا را زتیغ کین دوتا کردی
نمیدانم زمانی راکه هاتف قد قتل می گفت
چراازهم نپاشیدی عجب دارم چهاکردی
حسن راازغم بابش نشاندی گوشه ای محزون
بیازردی حسینش را عزادارش چرا کردی
صدای وامحمد را شنیدی شرم ننمودی
فلک اف بر تو بادا مر خیال کربلا کردی

/ 0 نظر / 12 بازدید